C1
ظرافتهای حرف تعریف
حرف تعریف با اسمهای انتزاعیِ کلی، جمعِ عام، مشاغل و ملیتها (بعد از sein/werden/als، بدون صفت) و نامِ مواد حذف میشود؛ اما در اصطلاحاتِ ثابت حفظ میشود. با آمدنِ صفت پیش از شغل، حرف تعریفِ نامعین بازمیگردد.
مثال
Er ist Arzt.
او پزشک است. (بدون حرف تعریف)
Er ist ein guter Arzt.
او پزشکِ خوبی است. (حرف تعریف بازمیگردد)
Freiheit ist ein hohes Gut.
آزادی ارزشی والاست. (انتزاعی، بدون حرف تعریف)
Kinder brauchen viel Liebe.
بچهها به محبتِ زیاد نیاز دارند. (جمعِ عام)
Der Ring ist aus Gold.
انگشتر از طلاست. (نامِ ماده)
Er verlor den Kopf.
او دستپاچه شد. (اصطلاحِ ثابت حرف تعریف را نگه میدارد)